مهلقا جابری مدل دروغین ایرانی!

لطفا برای دیدن عکس ها بااندازه واقعی وبهتر انها راsave کنید.

بله حتما شما مهلقا جابری رامیشناسید وعکس های ایشان را بارها درسایت های مختلف دیده اید ومانند من انها رادررایانه خود ذخیره کرده ایدالبته فقط چند عکس محدود وتکراری وغیرحرفه ای وشخصی که این عکس ها کاملا با عنوانی که ایشان برای خودشان برگزیده اند مغایرت دارد عنوان های مثل مدل ایرانی هالیوود-تاپ مدل ایرانی- سوپرمدل ایرانی و.....این عکس ها هیچ رنگ وبویی ازعکس های به اصطلاح مدلینگ وحرفه ای که دردنیای مدرایج است ندارد وعکس های شخصی است که درجاهای مختلف گرفته شده عکس هایی که هرکدام ازما هم قطعا چنین عکس هایی ازخود درسفرهای مختلف گرفته ایم ودرالبوم شخصی خودداریم.این عکس ها هم ازصفه فیس بوک شخصی ایشان برداشته شده ودرسایت های مختلف منتشر شده است

 راحله جابری خواهر مهلقا یه عکاس است او درسایت بزرگfilckerعضو است و حدود ۶ سال است که عکسهای خود را گالری خود در آن سایت قرار می دهدکم کم ، راحله به عکس گرفتن از خواهر خود مهلقا پرداخت ؛ و او را مدل عکاسی خود قرار داد

و اینگونه شد که راحله ، خواهر خود ، مهلقا را ،به عنوان مدل معروف کرد 

تاکنون فکرکرده اید اگر واقعا ایشان یک مدل است برای چه شرکت تبلیغاتی کارمیکند؟ چه مارک پوشاکی را معرفی میکند؟ چه برند ارایشی راتبلیغ میکند؟چرا این برند ها وشرکت تبلیغی درهیچ یک ازعکس های او دیده نمیشود؟وخیلی ازچرا ها که بی پاسخ مانده اند

 

نکته بعدی بیوگرافی این خانم به اصطلاح مدل است ازوقتی که برای اولین بار دراینترنت مشهورشدند تاکنون فقط یکی دوبیوگرافی بسیارکوتاه وغالبا"متناقض با یکدیگردرسایت ها البته فقط سایت های ایرانی وبعضا"سایت های عربی ازایشان به چشم میخورد.

واما نام غربی ایشان (حتما دردنیای مد داشتن دواسم رایج است !)اگردرسرچ یاهو یا گوگل درقسمت image این نام را جستجو کنید هیچ کلمه ای هیچ سایت خارجی و..هیچ اطلاعاتی درباره این اسم(Aisha uniqhe) به شما نمیدهد

 

ما درزیر چند عکس ازمشهورترین سوپر مدل ها رابرای شما قرار دادیم به انها توجه کنید به نوع عکاسی به نوع فیگور مدل وارم شرکت تبلیغاتی توجه کنید تمام اینترنت راجستجوکنید وعکس های مهلقا رابادقت نگاه کنید کدام یک ازعکس های او شبیه این عکس هاست؟ ژیسل بوندچن Gisele Bundchenسوپرمدل امریکایی

آدریانا لیما سوپر مدل 30 ساله برزیلی با درآمد 8 میلیون دلار در مقام چهارم سوپر مدل ها قراردارد داریا وربوی سوپر مدل 28 ساله اوکراینی با درآمد 4,5 میلیون دلار در مقام ششم قراردارد.

بله متاسفانه این خانم بااینکه درزیبایی ایشان شکی نیست خودرااینگونه مشهورکرده است ماهم امیدواریم که ایشان واقعا یک سوپرمدل باشند نه اینکه...یعنی رسیدن به شهرت به این قیمت؟

تاکید میکنیم انتشاراین مطلب به منزله تایید این مطلب نیست وما قضاوت نهایی رابه خود شما واگذارمیکنیم مافقط بادقت دراین مسائلی که مطرح شد به این موضوع پی بردیم وتازمانی که خلاف این قضیه ثابت شود براین باوریم

 

www.sargarmikade.blogfa.com

عکس +مصاحبه با مهرداد صدیقیان بازیگر خوش چهره وجوان سینما

با 23 سال سن سابقه حضور در هشت فیلم سینمایی و دو سریال تلویزیونی را دارد. مهرداد صدیقیان در بین مردم تا قبل از سریال سقوط یک فرشته با فیلم سینمایی اتوبوس شب شناخته می شد. فیلمی که یکی از آخرین بازی های مرحوم خسرو شكیبایی بود و صدیقیان در حالی كه فقط 18 سال داشت تجربه بازی در كنار آن مرحوم را به دست آورد. او امسال برای نخستین بار با سریال سقوط یک فرشته و در نقش نیما پا به قالب تلویزیون گذاشت. البته او قبل از سقوط یک فرشته سریال حیرانی به كارگردانی امید بنكدار و كیوان علی محمدی را هم بازی كرده كه هنوز از تلویزیون پخش نشده است. در حالی كه تصویر برداری این سریال همچنان ادامه دارد پس از پایان یك روز كاری به سراغش رفتیم و با او گفت وگویی درباره نخستین تجربه مناسبتی اش، كار با بهرامیان، شخصیت نیما و آینده بازیگری اش داشتیم.

- - -

- قبلا در سریال های ماه رمضانی مشابه نقش نیما در سقوط یک فرشته شخصیت های متعددی را دیده بودیم كه از معروفترین آنها مرتضی ضرابی در " او یک فرشته بود " و حامد کمیلی در " اغما " بود. البته از این جهت كه تمام شخصیت ها به نوعی حركات و رفتارشان یك آدم شیطان صفت را نشان می دهد. خودت فكر می كنی چه تفاوت عمده ای میان نقش تو با نمونه های مشابه اش در سال های اخیر وجود دارد؟

راستش اگر من شباهتی در این نقش با كارهای گذشته می دیدم هرگز بازی در آن را قبول نمی کردم. اگر مردم شباهتی می بینند به این دلیل است كه در سریال های ماه رمضان چند سال اخیر ذهنیتی در میان مردم ایجاد شده كه شیطانی سراغ شخصیتهای اصلی یک داستان می رود و قصد دارد به هر طریقی آنها را از راه درست منحرف كند و خب با چنین ذهنیتی كه مخاطب از پیش از شروع سریال دارد مسلما در ابتدا نیما را هم با همین تصور نگاه می کند.

نیما هم وقتی وارد زندگی حاج حبیب می شود با خودش یک سری اتفاقات و انحرافات می آورد ولی این برداشت از نیما اشتباه است. چون او هم یک آدم است كه حالا به هر علت از جمله کینه و انتقام وارد یک زندگی شده و اهداف خودش را پیش می برد. به نظرم شباهتی كه مردم تصور آن را میكنند بیشتر مضمونی است و گر نه نیما به عنوان یک شخصیت هیچ شباهتی با به اصطلاح شیاطین سال های گذشته تلویزیون ندارد.

چون نمی دانیم نیما شیطان هست یا نه. البته نویسنده ها و آقای بهرامیان به عنوان كارگردان و خود من نیز تلاش كردیم كه تا جای ممكن شباهتی به وجود نیاید. به نظرم اگر این كار در ماه رمضان پخش نمی شد و مردم ذهنیت كارهای ماه رمضانی را به این سریال نداشتند، شاید شما هم به ذهنتان نمی رسید كه از من سوال كنید این نقش تا چه اندازه به كارهای ماه رمضانی سال های قبل شبیه است؟

- گفتی نیما شیطان نیست و یك آدم معمولی با خصوصیات منفی زیاد است. البته به دلیل اینكه قدرتهای عجیب و غریب و خرق عادت گونه هم ندارد؛ تا حدود زیادی می شود این حرف را قبول كرد. حال با توجه به اینكه به قول تو نیما یك آدم معمولی است، آیا می شود برای او در جامعه هم مابه ازای بیرونی پیدا كرد؟

مسلما مابه ازای بیرونی دارد. نیما صرفا یک موجود تخیلی نیست. خدا را شكر واکنش های بسیار مثبتی كه من از اطرافیان و مردم در این مدت گرفتم، نشان می دهد كه نیما برای آنها باور پذیر بوده. معمولا زمانی كه شما یک آدم واقعی با موقعیت های واقعی را به تصویر بكشید، مردم می توانند ارتباط درستی با شخصیت برقرار كنند.

- فكر می كنید با تمام این خصوصیاتی كه در طول سریال از نیما دیدیم او كاملا سیاه و منفی است یا یك سری خصوصیات مثبت هم دارد كه با آنها به سمت خاكستری بودن و نه سیاهی مطلق حركت كند؟

من همیشه تماشاگر را باهوش فرض می کنم و با این فرض ترجیح می دهم که از خصوصیات مثبت نیما حرفی نزنم و قضاوت نهایی را به عهده خود تماشاگر و برداشت او از این شخصیت بگذارم. ولی در كل همه آدم های روی زمین وجوه مثبت و منفی دارند. آدم منفی و مثبت مطلق وجود ندارد. كسی كه وجوه مثبتش بیشتر نمایان است به عنوان آدم خوب و كسی كه وجوه منفی اش بیشتر نمایان است به عنوان آدم بد در ذهن مردم می ماند. نیما هم از این قاعده مستثنی نیست. خصوصیات منفی نیما بارزتر است و خب آدم محسوب می شود. هر چند ممكن است در ادامه سریال مردم با وجوه مثبتی از شخصیت نیما هم مواجه شوند.

- برای نخستین بار است كه تجربه بازی در كاری را پیدا كرده ای كه از اول فیلمنامه كامل نبوده. در ابتدا فقط از كلیات نقش آگاه بودی و به مرور جزییات نقشی كه بازی می كنی به تو گفته شده است. این عدم احاطه بر جزئیات نقش از ابتدا تا چه اندازه كار تو را در درست حركت كردن در مسیر شخص و یك دست درآوردن شخصیت نیما سخت كرده است؟

این اتفاق از یک طرف بسیار سخت بود و از یک طرف بسیار خوشایند. بخش خوشایند قضیه این بود که ما هم مثل بیننده ها روز به روز می فهمیم که نیما قرار است چه کار کند. خبر نداشتن از خیلی کارهای نیما از ابتدا باعث شده كه نقش هیجان خاصی برای من داشته باشد و برایم بسیار لذت بخش بود. وقتی ندانی كه قرار است چند روز دیگر نقشی كه بازی می کنی چه كار كند! اما سخت بودن این اتفاق هم از این جهت است كه نمی توانم طراحی بلند مدتی برای این شخصیت انجام دهم. به خاطر فشرده بودن كار فرصت خیلی كمی برای فكر كردن روی جزئیات نقش دارم.

نیما برخلاف بسیاری از شخصیت ها، شخصیت ثابتی ندارد. شخصیت او بر اساس روند داستان کاملا تغییر می کند. تا جایی که شما در ابتدا شكلی از نیما را می بینید كه در انتهای كار 180 درجه با شخصیت اولیه اش در تناقض است. خب در این حالت وقتی شما از ابتدا ندانید چگونه قرار است این مسیر طی شود، كار بسیار سخت خواهد شد. امیدوارم با همه این سختی ها توانسته باشم طوری بازی كنم كه این روند در ذهن مخاطب خوب و باور پذیر طی شده باشد.


- فکر میکنی اگر این سریال خارج از ایام ماه رمضان و بدون فشارهای مرسوم در سریال های مناسبتی از لحاظ زمان ساخته می شد، شخصیت نیما خیلی متفاوت تر از این چیزی كه الان می بینند در می آمد؟

قطعا بسیار پخته تر و متفاوت تر از این چیزی که الان هست، می شد. من و آقای بهرامیان به علت فشار بالای كار خیلی فرصت فكر كردن و تكمیل طراحی شخصیت نیما را نداریم. وقتی شما با فكر كافی یک شخصیت را بسازید و با تمرین زیاد به آن برسید قطعا نتیجه اش بسیار بهتر از وقتی است كه هم فكر و هم تمرین زیاد برای نقش نداشته باشید. مسلما ما خیلی سعی می كنیم هوش و تمركز مضاعف به خرج دهیم تا لطمه به کارمان وارد نشود.

- معمولا در كارهای قبلی بهرامیان به عنوان كارگردان، بازیگران بازی های قابل قبولی از خود ارایه داده اند. با توجه به سابقه خوبی كه بهرامیان در هدایت بازیگران خود دارد و از طرفی به قول خودت فرصت زیادی برای رسیدن به نقش نداشتی، چقدر به هدایت های بهرامیان اعتماد كردی؟ چون معمولا بازیگران خیلی اوقات در مقابل نظر كارگردان ایستادگی می كنند و دوست دارند تا حدودی نكاتی را كه خودشان لازم می بی نند را به نقش اضافه كنند.

یكی از ویژگی های آقای بهرامیان این است كه همه نظرات بازیگران خود را گوش می دهد و به آنها فكر می كند و اگر این نظرات با سلیقه اش همخوانی داشته باشد، حتما آنها را به كار می گیرد. هر چند این نكته به این معنی نیست كه دست بازیگر را كاملا باز می گذارد ولی او را محدود هم نمی كند.

در پیش تولید راجع شخصیت نیما خیلی با هم حرف زدیم. ولی گاهی اوقات در زمان تولید اتفاقاتی مثل زمان محدود داشتن و دیر رسیدن فیلم نامه رخ می دهد كه پیش بینی های اولیه را تا حدودی به هم می زند.

با این حال سعی كردیم هر دو نفر در یك تعامل سازنده به هم اعتماد كنیم. همان قدر كه من به آقای بهرامیان در زمینه هدایتم اعتماد كردم، ایشان هم در زمینه ارائه نقش به من اعتماد كردند و من در كار با آقای بهرامیان مشکلی ندارم و مطمئنم ایشان از لحاظ تكنیكی كار خود را به خوبی انجام می دهند. البته دنیای بازیگری كمی متفاوت تر از دنیای تكنیك است كه خوشبختانه آقای بهرامیان تا حدود زیادی آن را هم می شناسند. البته یك مقدار هم برمی گردد به بازیگر كه باید در كار تجربیات و داشته های شخصی خود را هم استفاده كند، من هم سعی كردم این مساله را رعایت كنم. فكر می كنم با تعامل خوبی كه تا اینجا بین ما وجود داشته است هر دوی ما از این تجربه مشترك خوشحال هستیم...

- در بازیگران هم نسل تو حركت به سمت انجام كارهای سخت و متفاوت به ندرت دیده می شود. خیلی از بازیگران جوان دوست دارند در كارهایی بازی كنند كه بهترین و شیک ترین لباسها را بپوشند، بهترین ماشینها را سوار شوند و در كل كار، قهرمان خوش تیپی هستند كه انگار قرار نیست هیچ گونه خراشی بردارند ولی در كارهایی كه تا به حال بازی كردی مثل عصر جمعه یا اتوبوس شب نشان دادی كه خیلی دوست نداری به این سیستم وارد شوی.

از ابتدا كه وارد عرصه بازیگری شدی علاقه و دغدغه هایت همین بود یا پیشنهادهایی كه می شد تو را به سمت یك مسیر تا حدودی متفاوت تر هدایت كرد؟

من سینما را به خاطر سینما دوست دارم و ذات هنر را به خیلی از مسایل حاشیه ای دیگرش ترجیح می دهم و حاضرم از خیلی از زیبایی های ظاهری اش بگذرم. در شش سالی كه به عنوان بازیگر در سینما حضور داشتم در كارهای بسیار خاص و به اصطلاح هنری بازی كرده ام كه شاید فقط سینماروها آن فیلم ها را ببینند و تازه خیلی از آنها هنوز رنگ اكران را هم به خود ندیده اند.

هدف من از ابتدا دیده شدن صرف نبود و الا در خیلی از سریال هایی كه نقش اصلی شان به من پیشنهاد می شد و لزومی نمی بینم كه نام آنها را ببرم، بازی می كردم. به نظرم خیلی از هم نسلان من كه خیلی سریع روی جلد مجلات رفتند و اسم و رسمی برای خودشان به وجود آوردند، مثل جرقه می مانند كه خیلی سریع روشن می شوند و خیلی سریع هم خاموش می شوند. فکر می كنم اول از هر چیز باید پای خودم را درسینما محكم كنم و بعد در جایی درست، کار درستی را انجام دهم تا وقتی می نشینم و یكی از فیلم های خودم را می بینم از دیدنش لذت ببرم. مخاطبان عام برای من بسیار مهم هستند و اصلا یكی از دلایل من برای حضور در سریال سقوط یك فرشته آنها هستند اما دوست دارم به چنان پختگی و تجربه ای در بازیگری برسم كه هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص به كارم احترام بگذارند و از آن استقبال كنند.

- یک خصوصیتی که در نقش هایت خیلی دیده می شود به خصوص در نقش هایی که مخاطب عام پسندیده اند مثل عصر جمعه، اتوبوس شب و حتی سقوط یک فرشته، نوعی علاقه به بازی در نقش آدمهای غیر نرمال و شاید به تعبیر بهتر، آدم هایی که رگه هایی از عصبیت دارند، دیده می شود. فكر می كنی بازی در این گونه نقش ها برای مخاطب جذاب تر است یا علاقه شخصی خودت در این انتخاب ها دخیل است؟

نخستین كار من در سینما بازی در نقش یك پسر عصیانگر در فیلم عصر جمعه بود. شاید به این دلیل که از ابتدا همه من را به این صورت دیده اند، پیشنهادهایی كه بعد از آن به من می شد همه به نوعی رنگ و بوی این عصیانگری را داشتند و شاید این پیشنهادهامن را به سمت چیزی كه می گویید، كشانده است. البته خیلی تلاش كرده ام كه در این گونه شخصیت ها درجا نزنم. 

خوشبختانه با فیلمهایی چون حیران که در آنجا بسیار ساکت و درون گرا بودم تا حدودی توانستم این قالب را بشكنم. دوست ندارم در قالب های اینچنینی گنجانده شوم كه فقط نقشهای خاصی به من پیشنهاد شود و به شدت از آن فرار میكنم. شاید این قالب در ذهن شما و خیلی از مردم شكل گرفته باشد اما این واقعیت قضیه نیست.

- خیلی از بازیگران در ابتدای شروع دوران بازیگری شان نقطه اوجی را برای خودشان در نظر گرفته اند مثل كسب جایزه در جشنواره های مختلف یا كار كردن با فلان كارگردان مشهور یا خیلی چیزهای دیگر. به عنوان یک بازیگر جوان، نهایت خواسته ات در بازیگری چیست و چگونه می خواهی به این هدف برسی؟

نهایت بازیگری برای من زمانی است كه شخصا از خودم راضی باشم و وقتی خودم را می بینم احساس پختگی كامل در بازی ام داشته باشم. فكر می كنم خیلی مانده كه این اتفاق برایم بیفتد. باید بیشتر یاد بگیرم، تجربه های بیشتری داشته باشم. از لحاظ تئوری مطالعه بیشتری داشته باشم و تمركز بیشتری به خرج دهم تا به تكامل بیشتری در این زمینه برسم.

***

مجله کانون خانواده - نیمه دوم شهریور ۹۰ - شماره ۲۲۷

هیفا وهبی زیبای بی مثال شرق

هیفا وهبی متولد 10 مارس 1970 در جنوب لبنان می باشد. هیفا در یك خانواده ی نسبتآ فقیر و در محله های فقیر نشین جنوب لبنان بزرگ شد. او از همان روزهای اول پدرش را از مادرش بیشتر دوست داشت. زیبایی منحصر به فرد هیفا از دوران نوجوانی رویت شد به طوری كه در سن 16 سالگی به عنوان زیبا ترین زن جنوب لبنان انتخاب شد.هیفا از همان سال ها كار خود را به عنوان مدل در كشورهای عربی شروع كرد و زندگی بدون حاشیه ای داشت تا قبل از اینكه وارد دنیای موسیقی شود. او برخلاف بسیاری از ستارگان موسیقی عرب خیلی دیر وارد دنیای موسیقی شد. هیفا وهبی در سن 28 سالگی و بر حسب یك اتفاق توسط كمپانی روتانا وارد دنیای موسیقی شد.هیفا 5 سال بعد یعنی در سال 2003 اولین البوم خود را با نام "هوالزمان" وارد بازار كرد. یكی از زیباترین ترانه های این البوم اهنگ "ماسار" بود.پس از این البوم هیفا مشهوریت بیشتری در جهان عرب پیدا كرد. او دو سال بعد ودر سال 2005 دومین البوم خود را با نام "بدی عیش"(اغاز زندگی) منتشر كرد. پس از این البوم زندگی هیفا وارد مرحله ی دیگری شد. زندگی پیچیده و همراه با حاشیه ی بسیار. زندگی هیفا در طی سال های 2005، 2006 و 2007 فراز و نشیب زیادی داشت كه همراه با وقایع زیر بود:
1_دختر 13 ساله ی هیفا وهبی كه زینب نام دارد از او جدا شد و همراه با مادربزرگش در كشور كویت زندگی می كند و وقتی از هیفا درباره ی زینب پرسیدند در مقابل دوربین تلویزیون گریه كرد.جالب است بدانید كه زینب خواننده است و بر عكس مادرش هیفا حجاب را انتخاب كرده است.
2_دعوا شدید و مشاجره ی لفظی با رولا سعد، خواننده ی دیگر لبنانی. به طوری كه هیفا وهبی در یك كنفرانس خبری گفت: كلمه ی تنفر را باید در كنار اسم رولا بنویسند.
3_روزنامه ها و سایت های عربی هیفا وهبی را با الفابی زشت همچون "زن ***" مورد هجوم خود قرار دادند و خیلی زود هیفا در جهان عرب به یك زن مبتذل تبدیل شد. و كار به انجا رسید كه كشور كویت هیفا وهبی را ممنوع الورود كرد. جالب است بدانبد كه یك سایت اروپایی او را با T.A.T.U(دو خواننده ی معروف روسی) كه از نظر اخلاقی در بدترین شرایط قرار دارند مقایسه كرد. و نوشت:Haifa,Other Tatu
4_كلیپ پر ماجرای Mosh Adrah Astannah كه بحث های زیادی در سایت های عربی به همراه داشت و هیفا سرانجام توانست برای ان مجوز بگیرد.
5_بعضی حرف ها و حدیث ها درباره ی او و هنا(خواهرش) و صد ها موضوع دروغ و راست دیگر كه تیتر روزنامه های عربی شد. هیفا وهبی به این ترتیب به یكی از پرحاشیه ترین خواننده های عرب و حتی جهان تبدبل شد. او نه تنها پر حاشیه است بلكه یكی از نفوذ ترین زن های جهان نیز محسوب می شود به طوری كه در سال پیش در رده بندی پرنفوذترین زنان جهان در رتبه ی 53 جهان قرار گرفت.
هیفا همچنین مشهوریت را بر محبوبیت ترجیح می دهد و زندگی تجملی را انتخاب كرده است.
اما چند نكته جالب دیگر از هیفا وهبی:
1_یكی از بهترین دوستان هیفا وهبی: نانسی عجرم.
2_كسی كه مورد تنفر هیفا وهبی است: رولا سعد.
3_فوتبالیست مورد علاقه ی هیفا وهبی: دیوید بكام.

www.sargarmikade.blogfa.com

میلاد کی مرام وتراختور

این خانم دختر بیل گیتس نیست!

images?q=tbn:ANd9GcTAjxEp8qbPXVERFjWTTCmSBI9dvAZSoG21PCd4dZhIGQoo3_FyLQ&t=1

ه دنبال درج تصاویر زیر در سایت های اینترنتی به عنوان دختر بیل گیتس، رییس موسسه میکروسافت، مشخص شد وی هنرپیشه ای به نام Rachael Leigh Cook است.
پیگیریهای ایرانتو حاکی از آن است که بیل گیتس در سال ۱۹۹۴ ازدواج کرده و دارای سه فرزند است.دختر بزرگ او به نام جنیفر، متولد سال ۱۹۹۶ است و هم اکنون ۱۵ سال دارد.

 

not bill gates daughter This is not Bill Gatess daughter!!

bill gates family pic3 This is not Bill Gatess daughter!!

www.sargarmikade.blogfa.com