

با 23 سال سن سابقه حضور در هشت فیلم سینمایی و دو سریال تلویزیونی را دارد. مهرداد صدیقیان در بین مردم تا قبل از سریال سقوط یک فرشته با فیلم سینمایی اتوبوس شب شناخته می شد. فیلمی که یکی از آخرین بازی های مرحوم خسرو شكیبایی بود و صدیقیان در حالی كه فقط 18 سال داشت تجربه بازی در كنار آن مرحوم را به دست آورد. او امسال برای نخستین بار با سریال سقوط یک فرشته و در نقش نیما پا به قالب تلویزیون گذاشت. البته او قبل از سقوط یک فرشته سریال حیرانی به كارگردانی امید بنكدار و كیوان علی محمدی را هم بازی كرده كه هنوز از تلویزیون پخش نشده است. در حالی كه تصویر برداری این سریال همچنان ادامه دارد پس از پایان یك روز كاری به سراغش رفتیم و با او گفت وگویی درباره نخستین تجربه مناسبتی اش، كار با بهرامیان، شخصیت نیما و آینده بازیگری اش داشتیم.
- - -
- قبلا در سریال های ماه رمضانی مشابه نقش نیما در سقوط یک فرشته شخصیت های متعددی را دیده بودیم كه از معروفترین آنها مرتضی ضرابی در " او یک فرشته بود " و حامد کمیلی در " اغما " بود. البته از این جهت كه تمام شخصیت ها به نوعی حركات و رفتارشان یك آدم شیطان صفت را نشان می دهد. خودت فكر می كنی چه تفاوت عمده ای میان نقش تو با نمونه های مشابه اش در سال های اخیر وجود دارد؟
راستش اگر من شباهتی در این نقش با كارهای گذشته می دیدم هرگز بازی در آن را قبول نمی کردم. اگر مردم شباهتی می بینند به این دلیل است كه در سریال های ماه رمضان چند سال اخیر ذهنیتی در میان مردم ایجاد شده كه شیطانی سراغ شخصیتهای اصلی یک داستان می رود و قصد دارد به هر طریقی آنها را از راه درست منحرف كند و خب با چنین ذهنیتی كه مخاطب از پیش از شروع سریال دارد مسلما در ابتدا نیما را هم با همین تصور نگاه می کند.
نیما هم وقتی وارد زندگی حاج حبیب می شود با خودش یک سری اتفاقات و انحرافات می آورد ولی این برداشت از نیما اشتباه است. چون او هم یک آدم است كه حالا به هر علت از جمله کینه و انتقام وارد یک زندگی شده و اهداف خودش را پیش می برد. به نظرم شباهتی كه مردم تصور آن را میكنند بیشتر مضمونی است و گر نه نیما به عنوان یک شخصیت هیچ شباهتی با به اصطلاح شیاطین سال های گذشته تلویزیون ندارد.
چون نمی دانیم نیما شیطان هست یا نه. البته نویسنده ها و آقای بهرامیان به عنوان كارگردان و خود من نیز تلاش كردیم كه تا جای ممكن شباهتی به وجود نیاید. به نظرم اگر این كار در ماه رمضان پخش نمی شد و مردم ذهنیت كارهای ماه رمضانی را به این سریال نداشتند، شاید شما هم به ذهنتان نمی رسید كه از من سوال كنید این نقش تا چه اندازه به كارهای ماه رمضانی سال های قبل شبیه است؟
- گفتی نیما شیطان نیست و یك آدم معمولی با خصوصیات منفی زیاد است. البته به دلیل اینكه قدرتهای عجیب و غریب و خرق عادت گونه هم ندارد؛ تا حدود زیادی می شود این حرف را قبول كرد. حال با توجه به اینكه به قول تو نیما یك آدم معمولی است، آیا می شود برای او در جامعه هم مابه ازای بیرونی پیدا كرد؟
مسلما مابه ازای بیرونی دارد. نیما صرفا یک موجود تخیلی نیست. خدا را شكر واکنش های بسیار مثبتی كه من از اطرافیان و مردم در این مدت گرفتم، نشان می دهد كه نیما برای آنها باور پذیر بوده. معمولا زمانی كه شما یک آدم واقعی با موقعیت های واقعی را به تصویر بكشید، مردم می توانند ارتباط درستی با شخصیت برقرار كنند.
- فكر می كنید با تمام این خصوصیاتی كه در طول سریال از نیما دیدیم او كاملا سیاه و منفی است یا یك سری خصوصیات مثبت هم دارد كه با آنها به سمت خاكستری بودن و نه سیاهی مطلق حركت كند؟
من همیشه تماشاگر را باهوش فرض می کنم و با این فرض ترجیح می دهم که از خصوصیات مثبت نیما حرفی نزنم و قضاوت نهایی را به عهده خود تماشاگر و برداشت او از این شخصیت بگذارم. ولی در كل همه آدم های روی زمین وجوه مثبت و منفی دارند. آدم منفی و مثبت مطلق وجود ندارد. كسی كه وجوه مثبتش بیشتر نمایان است به عنوان آدم خوب و كسی كه وجوه منفی اش بیشتر نمایان است به عنوان آدم بد در ذهن مردم می ماند. نیما هم از این قاعده مستثنی نیست. خصوصیات منفی نیما بارزتر است و خب آدم محسوب می شود. هر چند ممكن است در ادامه سریال مردم با وجوه مثبتی از شخصیت نیما هم مواجه شوند.
- برای نخستین بار است كه تجربه بازی در كاری را پیدا كرده ای كه از اول فیلمنامه كامل نبوده. در ابتدا فقط از كلیات نقش آگاه بودی و به مرور جزییات نقشی كه بازی می كنی به تو گفته شده است. این عدم احاطه بر جزئیات نقش از ابتدا تا چه اندازه كار تو را در درست حركت كردن در مسیر شخص و یك دست درآوردن شخصیت نیما سخت كرده است؟
این اتفاق از یک طرف بسیار سخت بود و از یک طرف بسیار خوشایند. بخش خوشایند قضیه این بود که ما هم مثل بیننده ها روز به روز می فهمیم که نیما قرار است چه کار کند. خبر نداشتن از خیلی کارهای نیما از ابتدا باعث شده كه نقش هیجان خاصی برای من داشته باشد و برایم بسیار لذت بخش بود. وقتی ندانی كه قرار است چند روز دیگر نقشی كه بازی می کنی چه كار كند! اما سخت بودن این اتفاق هم از این جهت است كه نمی توانم طراحی بلند مدتی برای این شخصیت انجام دهم. به خاطر فشرده بودن كار فرصت خیلی كمی برای فكر كردن روی جزئیات نقش دارم.
نیما برخلاف بسیاری از شخصیت ها، شخصیت ثابتی ندارد. شخصیت او بر اساس روند داستان کاملا تغییر می کند. تا جایی که شما در ابتدا شكلی از نیما را می بینید كه در انتهای كار 180 درجه با شخصیت اولیه اش در تناقض است. خب در این حالت وقتی شما از ابتدا ندانید چگونه قرار است این مسیر طی شود، كار بسیار سخت خواهد شد. امیدوارم با همه این سختی ها توانسته باشم طوری بازی كنم كه این روند در ذهن مخاطب خوب و باور پذیر طی شده باشد.
- فکر میکنی اگر این سریال خارج از ایام ماه رمضان و بدون فشارهای مرسوم در سریال های مناسبتی از لحاظ زمان ساخته می شد، شخصیت نیما خیلی متفاوت تر از این چیزی كه الان می بینند در می آمد؟
قطعا بسیار پخته تر و متفاوت تر از این چیزی که الان هست، می شد. من و آقای بهرامیان به علت فشار بالای كار خیلی فرصت فكر كردن و تكمیل طراحی شخصیت نیما را نداریم. وقتی شما با فكر كافی یک شخصیت را بسازید و با تمرین زیاد به آن برسید قطعا نتیجه اش بسیار بهتر از وقتی است كه هم فكر و هم تمرین زیاد برای نقش نداشته باشید. مسلما ما خیلی سعی می كنیم هوش و تمركز مضاعف به خرج دهیم تا لطمه به کارمان وارد نشود.
- معمولا در كارهای قبلی بهرامیان به عنوان كارگردان، بازیگران بازی های قابل قبولی از خود ارایه داده اند. با توجه به سابقه خوبی كه بهرامیان در هدایت بازیگران خود دارد و از طرفی به قول خودت فرصت زیادی برای رسیدن به نقش نداشتی، چقدر به هدایت های بهرامیان اعتماد كردی؟ چون معمولا بازیگران خیلی اوقات در مقابل نظر كارگردان ایستادگی می كنند و دوست دارند تا حدودی نكاتی را كه خودشان لازم می بی نند را به نقش اضافه كنند.
یكی از ویژگی های آقای بهرامیان این است كه همه نظرات بازیگران خود را گوش می دهد و به آنها فكر می كند و اگر این نظرات با سلیقه اش همخوانی داشته باشد، حتما آنها را به كار می گیرد. هر چند این نكته به این معنی نیست كه دست بازیگر را كاملا باز می گذارد ولی او را محدود هم نمی كند.
در پیش تولید راجع شخصیت نیما خیلی با هم حرف زدیم. ولی گاهی اوقات در زمان تولید اتفاقاتی مثل زمان محدود داشتن و دیر رسیدن فیلم نامه رخ می دهد كه پیش بینی های اولیه را تا حدودی به هم می زند.
با این حال سعی كردیم هر دو نفر در یك تعامل سازنده به هم اعتماد كنیم. همان قدر كه من به آقای بهرامیان در زمینه هدایتم اعتماد كردم، ایشان هم در زمینه ارائه نقش به من اعتماد كردند و من در كار با آقای بهرامیان مشکلی ندارم و مطمئنم ایشان از لحاظ تكنیكی كار خود را به خوبی انجام می دهند. البته دنیای بازیگری كمی متفاوت تر از دنیای تكنیك است كه خوشبختانه آقای بهرامیان تا حدود زیادی آن را هم می شناسند. البته یك مقدار هم برمی گردد به بازیگر كه باید در كار تجربیات و داشته های شخصی خود را هم استفاده كند، من هم سعی كردم این مساله را رعایت كنم. فكر می كنم با تعامل خوبی كه تا اینجا بین ما وجود داشته است هر دوی ما از این تجربه مشترك خوشحال هستیم...
- در بازیگران هم نسل تو حركت به سمت انجام كارهای سخت و متفاوت به ندرت دیده می شود. خیلی از بازیگران جوان دوست دارند در كارهایی بازی كنند كه بهترین و شیک ترین لباسها را بپوشند، بهترین ماشینها را سوار شوند و در كل كار، قهرمان خوش تیپی هستند كه انگار قرار نیست هیچ گونه خراشی بردارند ولی در كارهایی كه تا به حال بازی كردی مثل عصر جمعه یا اتوبوس شب نشان دادی كه خیلی دوست نداری به این سیستم وارد شوی.
از ابتدا كه وارد عرصه بازیگری شدی علاقه و دغدغه هایت همین بود یا پیشنهادهایی كه می شد تو را به سمت یك مسیر تا حدودی متفاوت تر هدایت كرد؟
من سینما را به خاطر سینما دوست دارم و ذات هنر را به خیلی از مسایل حاشیه ای دیگرش ترجیح می دهم و حاضرم از خیلی از زیبایی های ظاهری اش بگذرم. در شش سالی كه به عنوان بازیگر در سینما حضور داشتم در كارهای بسیار خاص و به اصطلاح هنری بازی كرده ام كه شاید فقط سینماروها آن فیلم ها را ببینند و تازه خیلی از آنها هنوز رنگ اكران را هم به خود ندیده اند.
هدف من از ابتدا دیده شدن صرف نبود و الا در خیلی از سریال هایی كه نقش اصلی شان به من پیشنهاد می شد و لزومی نمی بینم كه نام آنها را ببرم، بازی می كردم. به نظرم خیلی از هم نسلان من كه خیلی سریع روی جلد مجلات رفتند و اسم و رسمی برای خودشان به وجود آوردند، مثل جرقه می مانند كه خیلی سریع روشن می شوند و خیلی سریع هم خاموش می شوند. فکر می كنم اول از هر چیز باید پای خودم را درسینما محكم كنم و بعد در جایی درست، کار درستی را انجام دهم تا وقتی می نشینم و یكی از فیلم های خودم را می بینم از دیدنش لذت ببرم. مخاطبان عام برای من بسیار مهم هستند و اصلا یكی از دلایل من برای حضور در سریال سقوط یك فرشته آنها هستند اما دوست دارم به چنان پختگی و تجربه ای در بازیگری برسم كه هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص به كارم احترام بگذارند و از آن استقبال كنند.
- یک خصوصیتی که در نقش هایت خیلی دیده می شود به خصوص در نقش هایی که مخاطب عام پسندیده اند مثل عصر جمعه، اتوبوس شب و حتی سقوط یک فرشته، نوعی علاقه به بازی در نقش آدمهای غیر نرمال و شاید به تعبیر بهتر، آدم هایی که رگه هایی از عصبیت دارند، دیده می شود. فكر می كنی بازی در این گونه نقش ها برای مخاطب جذاب تر است یا علاقه شخصی خودت در این انتخاب ها دخیل است؟
نخستین كار من در سینما بازی در نقش یك پسر عصیانگر در فیلم عصر جمعه بود. شاید به این دلیل که از ابتدا همه من را به این صورت دیده اند، پیشنهادهایی كه بعد از آن به من می شد همه به نوعی رنگ و بوی این عصیانگری را داشتند و شاید این پیشنهادهامن را به سمت چیزی كه می گویید، كشانده است. البته خیلی تلاش كرده ام كه در این گونه شخصیت ها درجا نزنم.
خوشبختانه با فیلمهایی چون حیران که در آنجا بسیار ساکت و درون گرا بودم تا حدودی توانستم این قالب را بشكنم. دوست ندارم در قالب های اینچنینی گنجانده شوم كه فقط نقشهای خاصی به من پیشنهاد شود و به شدت از آن فرار میكنم. شاید این قالب در ذهن شما و خیلی از مردم شكل گرفته باشد اما این واقعیت قضیه نیست.
- خیلی از بازیگران در ابتدای شروع دوران بازیگری شان نقطه اوجی را برای خودشان در نظر گرفته اند مثل كسب جایزه در جشنواره های مختلف یا كار كردن با فلان كارگردان مشهور یا خیلی چیزهای دیگر. به عنوان یک بازیگر جوان، نهایت خواسته ات در بازیگری چیست و چگونه می خواهی به این هدف برسی؟
نهایت بازیگری برای من زمانی است كه شخصا از خودم راضی باشم و وقتی خودم را می بینم احساس پختگی كامل در بازی ام داشته باشم. فكر می كنم خیلی مانده كه این اتفاق برایم بیفتد. باید بیشتر یاد بگیرم، تجربه های بیشتری داشته باشم. از لحاظ تئوری مطالعه بیشتری داشته باشم و تمركز بیشتری به خرج دهم تا به تكامل بیشتری در این زمینه برسم.
***
مجله کانون خانواده - نیمه دوم شهریور ۹۰ - شماره ۲۲۷